مهندسی AI-native
خودِ سازمان تولید نرمافزار حول تیمهای ایجنتی با اختیار تفویضشده، مسئولیتهای صریح، بررسی و تصمیمگیری، مسیریابی، بازبینی مستقل و حاکمیت طراحی میشود.
من علی بابایی، مدیر فنی ملکآنلاین و معمار و سازندهٔ انفرادی یک سازمان مهندسی AI-native با حاکمیت انسانی و اجرای ایجنتها هستم.
سازمانهای مهندسی و محصولاتی طراحی میکنم که در آن AI جزئی بنیادین از معماری است؛ نه قابلیتی الحاقی و نه صرفاً دستیار کدنویسی.
تمرکز اصلی کار من طراحی سازمان مهندسی AI-native است و در کنار آن روی طراحی محصول AI-native کار میکنم. هدف، اختیار راهبردی و مرزهای حاکمیت در اختیار انسان میماند. درون این مرزها، تیمهای ایجنتی میتوانند بررسی کنند، تصمیم بگیرند، برنامهریزی کنند، بسازند، بازبینی کنند و عملیات را پیش ببرند؛ دخالت مالک برای انتخابهای ساختاری، تغییر قواعد و ارجاعهای واقعی نگه داشته میشود.
در ملکآنلاین، جهت AI-first را پیش از آنکه اصطلاح AI-native را به کار بگیریم آغاز کردم و سپس سازمان مهندسی پشت این گذار را از اصول پایه معماری و پیادهسازی کردم.
در نتیجه، تولید نرمافزار بهعنوان یک «سازمان» طراحی میشود: مسئولیتها، کانتکست، حافظه، فرایندهای تصمیم، مسیریابی کار، بازبینی مستقل، دروازههای کیفیت، چرخهٔ عمر، اختیار و حلقههای بازخورد اجزای درجهاول معماریاند.
مسیر امروزی AI-native ملکآنلاین پیش از آن آغاز شد که ما از اصطلاح «AI-native» استفاده کنیم.
نسخهٔ متعارف قبلی ملکآنلاین را خودم ساخته بودم. در آوریل ۲۰۲۵ جهت AI-first را برای ملکآنلاین پیشنهاد کردم: AI هم در خود محصول و هم در شیوهٔ مهندسی و ساخت آن جزئی بنیادین باشد.
پس از آن، این پیشنهاد مدتی در مرحلهٔ تصمیمگیری و آمادهسازی باقی ماند. از ژوئیه تا اوت ۲۰۲۵ ساخت نسخهٔ متعارف را ادامه دادیم و پایلوت آن را لانچ کردیم.
در اوت ۲۰۲۵ جهت AI-first برای ملکآنلاین پذیرفته شد. استفادهٔ مستقیم از AI در توسعه را آغاز کردیم و در ابتدا حتی روی همان اپ موجود نیز از آن استفاده شد. در همان ماه، معماری محصول جدید AI-first را پیشنهاد کردم—با تجربهٔ مکالمهای و حضور AI در جریانهای اصلی مانند فهم داده و تطبیق—و معماری سازمان مهندسی ایجنتی برای تولید سرتاسری نرمافزار را آغاز کردم.
با واژگان امروزی، آن جهت در هر دو سوی محصول و مهندسی در نیت و معماری عملاً AI-native بود.
خودِ سازمان تولید نرمافزار حول تیمهای ایجنتی با اختیار تفویضشده، مسئولیتهای صریح، بررسی و تصمیمگیری، مسیریابی، بازبینی مستقل و حاکمیت طراحی میشود.
AI در هستهٔ سفر کاربر و معماری تصمیم و جریان کار قرار دارد؛ نه بهعنوان قابلیت فرعی روی یک محصول متعارف.
خطا و مشاهده میتواند طراحی، ساختار مأموریت یا روش اجرا را تغییر دهد؛ نه اینکه صرفاً به اصلاح بعدی منتهی شود.
پیشنهاد من فراتر از افزودن چند قابلیت AI بود: AI باید هم در تجربهٔ محصول و هم در شیوهٔ ساخت خود محصول به بخش بنیادین معماری تبدیل میشد.
این بازه یک دورهٔ میانی بود و معماری جدید هنوز به مسیر عملیاتی محصول تبدیل نشده بود.
مسیر محصول موجود همچنان فعال بود و جهت بزرگتر AI-first هنوز مسیر عملیاتی اصلی نشده بود.
استفادهٔ مستقیم از AI در توسعه را شروع کردیم و در ابتدا حتی روی همان اپ موجود نیز از آن استفاده شد. در همان ماه، معماری محصول جدید AI-first را پیشنهاد کردم—که با واژگان امروز در نیت و معماری AI-native بود—و معماری سازمان مهندسی ایجنتی برای تولید سرتاسری نرمافزار را آغاز کردم.
کار از استفاده از ابزارهای AI عبور کرد و به طراحی تداوم، تفویض، هماهنگی و قواعد عملیاتی صریح میان نقشهای ایجنتی رسید.
سیستم به سمت نقشهای تعریفشدهٔ تیم، نودهای ایجنتی، مسیریابی و رویههای عملیاتی ویژهٔ هر نقش رفت و جهت AI-first به یک معماری عملیاتی مهندسی تبدیل شد.
تمرکز از هدایت دستی سشنهای پیادهسازی به تفویض، هماهنگی پایدار و مدیریت کار میان ایجنتهای تخصصی منتقل شد.
مسئولیتهای پایدار، تفویض، مسیرهای گزارشدهی و بازبینی مستقل از رفتار موردی سشنها به دغدغههای سازمانی تبدیل شدند.
سیستم طوری طراحی شد که مسئله را بازصورتبندی کند، گزینهها را مقایسه کند و تصمیمات در محدودهٔ تفویضشده را بدون بازگشت پیشفرض به مالک حل کند؛ در عین حال مرز روشنی برای انتخابهای مالکسطح حفظ شود.
نقش من روی هدف، انتخابهای ساختاری، مرزهای حاکمیت و ارجاعهای واقعی متمرکز است؛ در محدودهٔ تفویضشده، نقشهای ایجنتی میتوانند بدون انتظار برای هدایت در جزئیات پیادهسازی برنامهریزی کنند، تصمیم بگیرند، بسازند، بازبینی کنند و عملیات را پیش ببرند.
حاکمیت، هدف، اختیار و مرزهای ارجاع را تعریف میکند. درون این مرزها، نقشهای ایجنتی میتوانند بدون انتظار برای تأیید انسانی در هر گام بررسی کنند، تصمیم بگیرند و اجرا کنند.
نقش انسان به سطح هدف، مرزها و انتخابهای ساختاری منتقل میشود؛ نقشهای راهبر و تصمیمساز تخصصی میتوانند برنامهریزی، هماهنگی و تصمیمات تفویضشدهٔ پایینتر از این مرز را مدیریت کنند.
اگر پیادهسازی و بازبینی کانتکست و انگیزهٔ یکسان داشته باشند، بازبینی میتواند به تأیید خود تبدیل شود. استقلال باید طراحی شود.
با تکامل محصول و سازمان مهندسی، یادداشتهای میدانی بیشتری منتشر خواهم کرد.
در کار من، خودِ سازمان مهندسی یک سیستم قابل طراحی است: اختیار، فرایندهای تصمیم، کانتکست، حافظه، هماهنگی، راستیآزمایی و مسیرهای ارجاع؛ تا تیمهای ایجنتی بتوانند در مرزهای صریح تصمیم بگیرند، بسازند، بازبینی کنند، عملیات را پیش ببرند و نرمافزار را بهبود دهند.
واحد مهندسی دیگر فقط کد نیست؛ سازمان AI هم هست که میتواند دربارهٔ آن تصمیم بگیرد، آن را بسازد، بازبینی کند و به کار بیندازد.